<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>نورالهدی</title>
		<link>https://norolhoda.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://norolhoda.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>مختصری درباره ولادت حضرت زینب سلام الله علیها</title>
			<link>https://norolhoda.kowsarblog.ir/مختصری-درباره-ولادت-حضرت-زینب</link>
			<pubDate>22:14:00 +0330 چهارشنبه، 14 اسفند 1392</pubDate>			<dc:creator>فتوحي كوهساره</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">82810@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;h5 style=&quot;line-height: 200%;&quot;&gt;تولد زينب(س) و گريه پيامبر بر مصايب آن&lt;/h5&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 200%;&quot;&gt;زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم  			به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول  			خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به  			دختر خود فاطمه (س) فرمود:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 200%;&quot;&gt;((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 200%;&quot;&gt;فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى  			او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص) فرزند دلبند  			زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به  			اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه  			شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 200%; text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/bastegan/zeinab/veladat/88/Images/34201766202236128141771533413024522592215.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;232&quot; height=&quot;156&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 200%;&quot;&gt;رسول خدا (ص) فرمود: ((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و  			تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم  			گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى  			را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;line-height: 200%;&quot;&gt;در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نوزاده عزيزش را مى بوسيد، گاهى  			نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را  			عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به  			دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ،  			هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند  			كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند))&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://norolhoda.kowsarblog.ir/مختصری-درباره-ولادت-حضرت-زینب&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 style="line-height: 200%;">تولد زينب(س) و گريه پيامبر بر مصايب آن</h5>
<p style="line-height: 200%;">زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم  			به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول  			خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به  			دختر خود فاطمه (س) فرمود:</p>
<p style="line-height: 200%;">((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )).</p>
<p style="line-height: 200%;">فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى  			او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص) فرزند دلبند  			زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به  			اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه  			شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟!</p>
<p style="line-height: 200%; text-align: center;"><img src="http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/bastegan/zeinab/veladat/88/Images/34201766202236128141771533413024522592215.jpg" border="0" alt="" width="232" height="156" /></p>
<p style="line-height: 200%;">رسول خدا (ص) فرمود: ((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و  			تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم  			گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى  			را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).</p>
<p style="line-height: 200%;">در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نوزاده عزيزش را مى بوسيد، گاهى  			نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را  			عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به  			دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ،  			هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند  			كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند))</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://norolhoda.kowsarblog.ir/مختصری-درباره-ولادت-حضرت-زینب">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://norolhoda.kowsarblog.ir/مختصری-درباره-ولادت-حضرت-زینب#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://norolhoda.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=82810</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
